خیلی پستی

خیلی پستی

خیلی پستی(داستان کوتاه)

کاش عشق ها واقعی بود

سایت تفریحی www.alborzpatogh.ir

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود باهم دوست هستن، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد، قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین، دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم.
خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت.
براش نوشته بودم… “خیـلی پستی”


پیام مدیرتوجه : در صورتی که هر یک از لینک های دانلود با اشکال مواجه بود و یا عکس ها و صفحات برای شما باز نمی شد ، حتما آن را از بخش نظرات اخر همین صفحه ذکر جزئیات اطلاع دهید تا نسبت به رفع سـریع آن مشکل اقدام شود با تشکر - مدیریت سایت البرز پاتوق


maryam maryam میگه : واقعاكارخوبي كردي.......
خيلي براي 1دقيقشه.......ادم عوضي وخيانت كار

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی